خرید بک لینک

درباره سایت

کلوپ دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامشهر

سلام...این وبلاگ وبلاگ تخصصی دانشجویان دانشگاه ازاد اسلامشهره...تواین وبلاگ میخوایم نظرسنجی درمورد اساتید واخبار دانشگاه و دانلود کتاب های الکترونیکی وعکس ومطالب جالب براتون بزاریم...شماهم مارو یاری کنید...

امکانات وب

-->-->-->-->

Ùx85عرÙx81Ùx8a اÛx8cÙx86 Ùx88بÙx84اگ بÙx87 ساÛx8cر داÙx86شجÙx88Ûx8cاÙx86

* Ùx86اÙx85 Ø´Ùx85ا

اÙx8aÙx85Ùx8aÙx84 Ø´Ùx85ا *

اÙx8aÙx85Ùx8aÙx84 دÙx88ست Ø´Ùx85ا *

اÙx8aÙx85Ùx8aÙx84 دÙx88ست دÙx8aگر Ø´Ùx85ا

تÙx85اس باÙx85دÛx8cر Ùx88بÙx84اگ -->-->--> -->-->--> -->-->--> -->-->--> -->-->-->>

 آصف الدوله حاکم خراسان نسبت به شیخ الرئیس که از شاعران ودانشمندان نامی بود رفتاری بد وخشونت بار داشت...شیخ الرئیس به ناچار به عشق آباد رفت ودر آنجا این دوبیت را به نایب السلطنه فرستاد:

نایب السلطنه برگو به شه پاک سرشت/که یکی اهل خراسان به من این نامه نوشت

آصف وملک خراسان به تو ارزانی باد/ماره عشق گرفتیم چه به مسجد چه کنشت

ناصرالدین شاه وقتی دوبیت را شنید چینین گفت:

نایب السلطنه برگو به خراسانی زشت/که شهن شاه جواب تو بدین نامه نوشت

آصف وملک خراسان به من ارزانی باد/هر کسی آن دروود عاقبت کار که کشت

دریک روز سرد زمستان رشید وطواط برای دیدار دوستش وهم صحبتی بااوعازم خانه ادیب صابر شداین دو شاعر سال های درازی باهم دوست بودند وآوازه شوخی ها وبذله گویی هایشان به گوش همگان رسیده بود...وقتی رشید به در خانه صابر رسید کنیزی دررا گشود وگفت ادیب خانه نیست!!!رشید که میدانست حقه ای از طرف دوستش در کار است با صدای بلند گفت:

آن کس که برون رود دراین روز/احمق تر از او کس دگر نیست...

ادیب که صدای اورا شنید پنجره اتاقش راباز کرد وگفت:

من خود به حرم سرای خویشم/پیداست در برون در کیست...

روزی ملک الشعرادر خدمت فتح علی شاه نشسته بود..فتح علی شاه گاه شعر میسرود...یکی از شعرهایش را برای ملک الشعرا باآب وتاب خواندونظر خواست...ملک الشعرا بسیار رک بود و به شاه روکردوگفت:بیت سستی بود....حضرت خاقان همان بهتر که شهریاری کنند وشاعری را کنار بگزارند...شاه از این سخن به شدت ناراحت شد ودستور داد اورا در طویله زندانی کنند...مدتی از این موضوع گذشت وتا اینکه دوباره فتح علی شاه یکی از شعرهایش رابرای ملک الشعرا خواند...ولی ملک الشعرا هیچ نگفت ومجلس را ترک کرد...فتح علی شاه گفت:کجا می روی؟؟ملک الشعرا جواب داد:می روم به طویله خود را زندانی کنم....

منبع:شباهنگ

برچسب: ஜ♥ღطنزღ♥ஜ, نویسنده: محسن و مسعود تاريخ: دوشنبه 23 مرداد 1391 ساعت: 19:24

صفحه بندی