˙·٠•●♥ لیلی ومجنون♥●•٠·˙

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

آرشیو مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    معرفي این وبلاگ به سایر دانشجویان

    * نام شما

    ايميل شما *

    ايميل دوست شما *

    ايميل دوست ديگر شما

    تماس بامدیر وبلاگ >

    برچسب ها

     برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر/کوچه روشن شد از آن تابش ونورسحری/غافل از آنکه فضولیست درآن کوچه تنگ/که به هر حال از این واقعه سازد خبری/شد خبردار از این مساله چون شرکت برق/کنتوری نصب نمودند در خانه او/تا که مصرف نکند بیشتر از حد لیلی/یا که مجنون نکشد برق زکاشانه او/آخرماه که قبض آمد ودادند به او/برق از فرق سر لیلی بیچاره پرید/گفت در منزل من هیچ کسی جز مجنون/برق چشمان مرا در شب تاریک ندید/پس چرا مصرف برقم شده اینگونه زیاد؟/من مگر هیتر ویخچالم ویا اینکه اطو؟/گفت مامورکه با برق قوی نگهت/کرده ای عاشق دلخسته خودرا جادو/لاجرم مصرفش از هیتر ویخچال سراست/و زمجنون پدر مرده درآورده پدر/برق تولیدی چشمان سیاه تو کنون/مال دولت بود وبحث نکن پس دیگر/تازه برق لب وهر ماده براقی/که شود ساطع از آن نوربود شامل آن/گرکه براق شود کفش کسی هم ایضا/میشود آخر هرماه زقبضش نگران/مات شد طفلی وبرق نگهش شد خاموش/برقی از منزل لیلی ندرخشید دگر/دادپیغام  به مجنون که نیا منزل من/نه به هنگام شب ونیمه شب و وقت سحر/گفت ((جاوید))به لیلی بشنو پند مرا/صرفه جویی هنر مردم دوراندیش است/صرفه جویی کن وپولت نده از بابت برق/ چونکه جراحی بینی ولبت درپیش است

    نویسنده : محسن و مسعود بازدید : 417 تاريخ : شنبه 21 مرداد 1391 ساعت: 14:50
    برچسب‌ها : ஜ♥ღطنزღ♥ஜ,

    خبرنامه

    عضویت

    نام کاربري :
    رمز عبور :